۱۳۹۰ اسفند ۱۵, دوشنبه

خاتمی آرمان ما آن بود که مصدق گفت: آنجا که ملت است همانجا مجلس است



آرمانی که در راس قدرت بودَنَت،  دیدیم و خواندیم!
آرمانی که با وصله پینه کردن ولایت فقیه به قانون ساسی اش بر باد رفت
آرمانی که در کوی دانشگاه دیدیم و لمس کردیم
آرمانی که خواست ملت بود و امثال تو با مصادره آن کشتید و اعدام کردید
آرمانی که از دم میزنی زود تر از تو بازرگان در مجلس فریاد زد و با او چه کردید؟

بازگشت به آرمان های اصیل انقلاب و قانون اساسی پیش کش خودتان و یارانتان





۱۳۹۰ اسفند ۱۲, جمعه

خاتمی !

خاتمی اگر این بود عهدات ، اگر این بود پیمانت ، تف بر آن عهد و تف بر آن پیمانت 

۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

شورای سبز امید برادر دوقلوی ج.ا

تحریم انتخابات که امروزه سایه انداخته برکل نظام ج.ا و  در تمامی کوچه  و بازار 
از آن سخن میرود، یک موضع گیری جدی است از طرف جامعه در مقابل سیاست ها و انتخابات در ج. ا (از همان انتخابات 98 درصدی تا انتخابات 88).
در این میان کسانی می خواهند این موضع گیری جامعه را به نفع خود مصادره کنند و وارد چانه زنی های سیاسی با قدرت شوند. جامعه بدون آنکه از اخبار و اطلاعیه ها و بیانه های این گروه تف شده از قدرت  مطلع باشند، خود دست به تصمیم گیری زده و تا به حال از این سیرک و نمایش ها  انتخاباتی کم ندیده اند که حال در انتظار بیانیه ها وتحلیل ها  این گروه نقاب زن اهل پاریس باشند و آن وقت دست به تحریم بزنند.  اخبارو تحلیل ها  در شبکه های اجتماعی و رسانه ها  در دست اطلاح طلبان  از جمله ایت الله بی بی سی به سمتی رفته است که انگار جامعه به شورای سبز امید لبیک گفته و در روز انتخابات در خانه خواهد نشست و در فردای انتخابات که از حال نتایجش معلوم مشخص است، ما شاهد شاخ و شانه کشیدن های بسیاری خواهیم بود از طرف این تف شدگان سیستم ج.ا، که ما علت تحریم انتخابات بوده ایم و از توان بسیج عمومی بالائی بر خوردار هستیم.
اینان دقیقن به صورت  مشابه ج.ا(مصادره شرکت کنندگان درهر انتخاباتی به نفع خود)دست به مصادره تحریم کنندگان  انتخابات میزند و موضع تمامی مردم که متشکل از طیف های گوناگون سیاسی و اجتماعی و قومی است، به نفع  سیاست هاو برنامه های خود استفاده می کند.

۱۳۹۰ بهمن ۱۴, جمعه

بیست و پنجم بهمن؛ روز دیدار ما با اینان


دلم  برایتان تنگ است، دوستانم را نمی دانم
می دانم که هوا سرد است، ولی میایم که بمانم
فصل، فصل جنگ است، نمی توانم بنشینم و بپایم
روز روز فریاد است، آنروز سکوتم را در خانه می گذارم
و با فریاد مشت گره کرده،  به استقبالتان می آیم

۱۳۹۰ دی ۱۶, جمعه

خامنه ای زمانی مرادش بود خود مریدش؛ ایران آزاد مراد است وما مریدش


نقد های و تحسین های بسیار شنیدم و خواندم، گویی نیاز و چاره کار ما نامه های پی در پی مریدی است که کمر بر اصلاح او بسته و این پیام های پی در پی نیاز ما را در این شومی سی  ساله مرحمی است که حال بر او خرده می گیریم چرا اینگونه سخن میگوید.
نه او رهبر ماست نه ما را به او نیاز، او کار خود و ما کار خود، این نامه های مریدی است که مرداش کج رفته و خواهان  به راه راست آوردن مرادی است که بیست و دو سالی راهش کج بوده. 
به ما چه نامه می نویسد یا نمی نویسد و آن طورعنوانش می گذارد، به ما چه مربوط که چی می گوید چه نمی گوید، اصلن به ما چه که او اینگونه رویا می پردازد و در آن شادی کنان به ترسیم شکلی از فردای بدون مرادش می پردازد. نوری زاد تنها و تنها یک نشانه است از سقوط وشکاف های عمیق نظامی  که پر کردنش را کوهی چون دماوند را شرمنده و درمانده کرده.
نامه هایش نوید سقوطی است که با همدلی من وتو این شومِ روزگار ما به زباله دانی تاریخ خواهد پیوست.