نقد های و تحسین های بسیار شنیدم و خواندم، گویی نیاز و چاره کار ما
نامه های پی در پی مریدی است که کمر بر اصلاح او بسته و این پیام های پی در پی
نیاز ما را در این شومی سی ساله مرحمی
است که حال بر او خرده می گیریم چرا اینگونه سخن میگوید.
نه او رهبر ماست نه ما را به او نیاز، او کار خود و ما کار خود، این نامه های مریدی است که مرداش کج رفته و خواهان به راه راست آوردن مرادی است که بیست و دو سالی راهش کج بوده.
به ما چه نامه می نویسد یا نمی نویسد و آن طورعنوانش
می گذارد، به ما چه مربوط که چی می گوید چه نمی گوید، اصلن به ما چه که او
اینگونه رویا می پردازد و در آن شادی کنان
به ترسیم شکلی از فردای بدون مرادش می پردازد. نوری زاد تنها و تنها یک نشانه است
از سقوط وشکاف های عمیق نظامی که پر کردنش
را کوهی چون دماوند را شرمنده و درمانده کرده.
نامه هایش نوید سقوطی است که با
همدلی من وتو این شومِ روزگار ما به زباله دانی تاریخ خواهد پیوست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر